تبليغاتX
25-dollars-mail.com خوش اومدی دوست گرامی blackhorse55
مشق عشق
دوباره دل هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوری عشق توروباورکرده

دل من خستهاز این دست به دعاهابردن

همه آرزوهام بارفتن تومردن

حالامن یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تورو ببینه

واسه پیداکردنت تن به دل ضحرا میدم من

آخه تو رنگ چشات به دنیا نمیدم

توی هفت آسمون تو تک ستاره منی

به خداناز دوچشمات و به دنیا نمیدم

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تورو ببینه

***************************

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:27  توسط سیروس اس | 

این سایتها رو نگاه کن امی

دوارم که خوشت بیاد

۱.http://www.vndisability.net/movie/foryou.swf

۲.http://www.persianyas.com/YASOld/doost/doost.htm

 

دل زهجرودوریت،غمگین و نالانست هنوز

وز برای رفتنت این خانه ویرانست هنوز

ای که همچون شمع،نورت بر تن و جانم نشست

از فراقت این جگر خونین و سوزانست هنوز

حانه و کاشانه ام از هجر تو اوار شد

قلب من،صد شیون و فر یاد و افغانست هنوز

با که بنشینم بگویم درد رنج این فراق

مونس و همراز من، شبهای احزانست هنوز

*******************************

کاش می موندی تو کنارم!

می شدی چراغ راهم

کاش می موندی تا همیشه!

می شدی مونس و یارم

**************************

ای تو جاری توی رگهام ،صدای پای نفسهام

ای که بوی تو رو داره،لحظه های خواب و رویام

فرصت بودن با تو، اگه حتی به نفس بود

برای باور بودن ،همه چیز و همه کس بود

کاش می شد با تو بهار ارزوهام پا بگیره

کاش می شد با تو دوباره زندگی معنا بگیره

کوچ عاشقا نه ی تو لحظه ی شکستن من

خلوت شبا نه ی من تا همیشه از تو رو شن

از غم نبودن تو گر یه کردم تو ندیدی

هق هق تلخ صدام و تو نبودی نشنیدی

*********************************

کمی پایین  بیا و در قلب من جای گیر

تا تلع لو نورت از چشمان بیفروغم بیرون تراود

و عالمی را روشن بخشد

تو ای آرزوی زندگی ام مرا در خود جذب کن

تا روحم در قالب وجودت جای گیرد

بگذار چو شمع خود سوز باشیم و دیگران را نیازاریم

***********************************

دلم را عاشقانه به تو سپردم تا باور کنی که کسی را جز تو ندارم

تو تنها پناه من در روز های بی کسی هستی

وقلب حقیر و کوچکم تا ابد عاشـــــــقانه دوستت دارد

******************************************

 

*************************

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه

همه غصه های دنیا تو سینه ای منه

توی قطره های بارون می شکنه بغص صدام

دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام

 پشت این پنجره می شینم و آواز می خونم

منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم

زیر بارون انتظار رنگ تازه ای داره

منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره

بعضی وقتا که می ایی سر رو شونم می زاری

تمام غصه ها رو از رو دلم من بر می داری

اما این فقط یک خوابه خواب پشت پنجره

وقت بیداری بازم غم می شینه تو پنجره

*************************

***************************

 

خدا به آدم دو تا دست ،دو تا پا،دو تا چشم ودو تا گوش داد

ولی فقط یک دونه قلب داد،می دونی چرا؟

چون قلب دوم تورو به کسی دیگه داد تا اونو پیدا بکنی.

*********************

****************************

وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه؟

فوری دستمو بالا بردم وگفت یک بخش

اما از وقتی که تورو شناختم فهمیدم که عشق سه بخشه..

آتش دیدن تو..شوق با توبودن...اندوه بی تو بودن......

زندگی مال تو ..مرگ مال من..راحتی مال تو...گرفتاری مال من...

شادی مال تو ..غم مال من..

همه جهان مـال تـــــو...اما تــــــــو مـــــال من

***************

**********************

عــشق با یک لبخند شروع می شه

وبا یک بو سه رشد می کنه.وبا اشک تموم می شه

*******************

************************

عــشق عــشق می افریند عشق زندگی می بخشد

زندگی رنج به همراه دارد رنج دلشوره دلشوره جرات می بخشد

جرات زندگی می بخشد جرات اعتماد وامید می افریند

زندگـــی عـــشــق مـــی افرینــد.

******************

*************************

تو کلاس  بودم و به اون فکر میکردم

که یهو معلم اسممو گفت گفتم بله آقا:

گفت بیا پای تابلو ودو خط موازی بکش

وبگو چرا با هم موازی هستند

گفتم چون هیچ وقت به هم نمی رسند

معلم :بله بچه ها دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند

و من با خودم فکر کردم که دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند

مگر اینکه یکی به خاطر دیگری خود را بشکند

***********************

*******************************

 

آهای خوشکل عاشق .آهای عمر دقایق

آهای بسته به موهای تو  سنجاق شقایق

بازم بیا به این سو ببین پای منو بستی به زنجیر عاشقونه

دلم ازت گرفته گل غصه ام شکفته.ولی حرفای نازنینت هنوز یادم نرفته

منم دل به تو دادم بیا نبر زیادم ازت دل نبریدم بیا برس به دادم

بیا پیشم بمون به من نگو خدا نگهدار

دلم بسته به احساس تو ای عاشق نازم

تا اون روزی که بزنه ترانه سازم بازم ترانه سازم

بازم می خوام با تو تو این قفس خونه بسازم

بیا ببین پای منو بستی به زنجیر عاشقونه

بیا تا زندگی رنگی بگیره.همین امروز بیا که فردا خیلی دیره

یه کلام ختم کلام .عاشقتم دیوونتم دوست دارم

مثل سایه همیشه پا به پاتم

بیقرار عاشق خوش رنگ چشاتم دل من به یاد اون خاطره هاته

عاشق رنگ قشنگ خنده هاتم

***********************

**************************

 

یادم باشد که حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد 

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

که تنها دل من دل نیست

یادم باشد که برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام

نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان

یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر

وجواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم

یادم باشد گره تنهایی ودلتنگی هر کس

فقط به دست خویش باز می شود

یادم باشد لرزیدن دلم را

پنهان نکنم تا تنها نمانم

********************************

********************************

شاید کسی که با اوخندیده ای رافراموش کنی اما هرگز کسی را که با او

گریسته ای هرگز فراموش نخواهی کردی

********************

*****************************

روشن ترین خانه هر کسی چشمان اوست

هنگاهی که امید میهمان قلبش باشد

****************

*************************

کسی که به روی درسهای زندگی آغوش گشاید.وخود را با پیش داوری

تغذیه نکند همچون برگ سفید ای است که خداوند کلمات خود را بر آن

می نگارد.آن که همواره با بدبینی وپیش داوری به جهان می نگرد همچون

برگی نوشته شده است که کلامی جدید بر آن نوشته نخواهد شد

**********************************

************************************

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

همه اندیشه ام اندیشه فرداست

وجودم از تمنای تو سرشار است

زمان -در بستر شب-خواب وبیدار است

...من آنجا.چشم در راه تو ام.ناگاه:

تو را از دور می بینم که می آیی

تو را از دور میبینم که می خندی

تو را از دور می بینم که می خندی و می آیی

....نگاهم باز حیران تو خواهد ماند

سراپا چشم خواهم شد

تو را در بازوان خویش خواهم دید!

سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهدشد

تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت

برایت شعر خواهم خواند

برایم شعر خواهی خواند

تبسم های شیرین تو رابا بو سه خواهم چید!

وگر بختم کند یاری.

در آغوش تو......

......ای افسوس

*************************************

*****************************************

بگذار سر بر سینه من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

بگذار سر بر سینه من تا بگویمت:

اندوه چیست.عشق کدام است.غم کجاست؟

دلتنگم آنچنان که:اگر ببینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین...................

بگذار تا ببوسمت.ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت.ای چشمه شراب

بیمار خنده های توام بیشتر بخند..

***************************

***********************************

بنشین مرو.که در دل شب در پناه ماه

خوش تر زحرف عشق و سکوت و نگاه نیست

بنشین و جاودانه به آزار من مکوش

یک دم کنار دوست نشستن گناه نیست..........

**********************

*********************************

                      وقت بارونی چشمام تو کجایی

                تک و تنها مونده دستام تو کجایی

           وقتی پرپر می زنه این دل زارم تو کجایی   

         ساکت و خامو شه لبهام تو کجایی     

        وقتی بی تو نازنین و هم نشین 

     گوشه گیری و تک و تنهام تو کجایی      

وقتی بغض تو گلوم و گونه هام خیس

یه نوازش گر رو می خوام تو کجایی     چشمای تو یه فانوس همیشه روشن

وقتی سوت و کوره شبهام تو کجایی   وقتی من با هر نفس لحظه به لحظه

                                   تورو عاشقونه می خوام تو کجایی

کاش می شد قلبها آباد بود             کینه ها و غمها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت        نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی         گم شوند پشت نقاب زندگی

کاش می شد کاش ها مهمان شوند     در میان قصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود        رد پای قهر و کین رنگین نبود

کاش می شد روی خط زندگی            با تو باشم تا نهایت سادگــــــــــی         
          

  ***************************************       
  **********************************      

زندگي سه چيز است اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود

و يادي كه در عالم فراموشي باقي مي ماند

خداوند نوريست ابدي اگر بتواني او را ببيني هرگز به تاريکي نمي رسي

خداوند را به ياد داشته باش تا بدي ها از يادت برود

حقيقت چيزي است واقعي تا با تو نباشد باور نميکني

از خداوند بخواه ، چون تنها اوست بخشنده از خداوند بگو

ز نعماتش ، گذشتنش ، بخشش و مهربانيش تا کلامت پاک بماند

با او باش تا با تو باشد شاکرش باش تا لطفش را ببيني

خوب باش تا خوبيهايش را ببيني

عجول مباش که همه چيز بعد از صبوريست

خداوندا عشق تو بزرگترين سرمايه جاودانه زندگيست

خداوندا عشق تو سيراب کننده تمام عشقهاست

در این دنیای تیره در این دنیای پرغم فقط تورا دارم

         با یاد توست که می توانم مصیبت های داره را تحمل کنم

            قوی واستوارم گردان

 ******************************************************************

کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم

اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را با نگاهش می توان خواند

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

ودل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پر بهتر از فریاد تــــــــــو خالی است

باربی را توی کوله پشتی ام می گذارم به سراغ تو می ایم که اگر دوست داشتی برویم تا باغ

آرزو هایمان سیب های سم زده را پاکیزه کنیم کمی باران بزنیمشان برویم سر کوچه  سارا کمی

سیب بفروشیم.آنجا مدت اها است کسی هوای تازه نبرده است راستی بلیط هارا پاره کرده ام

تو که با من باشی همه جای این دنیا را پیاده طی می کنم  با من بیا تا عمو زنجیر باف را پیدا کنیم

    بهار نزدیک است وقتی که می گویی:دوستت دارم

***********************************************

************************************************

همه محتاج اند.کسی نیست که بی نیازاز دیگری باشد.من .ت. او.همه به همه نیاز مندند

نیاز انسانی را رفع کردن.شتاب آدمی را در رسیدن به در وازه های خوشبختی بیشتر می کند

خود خواهی یا خواستن دیگران برای خود.از دوستی به دور است.دوستی جنس ندارد.مذکرو

مونث ندارد.انسان . حیوان وشیء ندارد. کافی است پاس احترام به همه موجودات را -

نگهداری.تا موجودیت در این حیات محترم نگاه داشته شود//////..................... 

*******************************************************************

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

دستم را دراز می کنم کتاب باران خورده ام را از زیر درخت سبز تنهای ام بر می دارم از روی

تصمیم کبری سه بار می نویسم.توی دفتر نقاشی دارا عکس سارا را می کشم می دانم خوشش

می آید.پسر شجاع را توی ویدئو می گذارم.تا آخرش را تماشا می کنم.

می خواهم بدانم بالاخره پسر شجاع قوی تر بود یا حاج زنبور عسل...........................................

******************************************

تقـــــــــــدیم با:اشــــــک

         

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 10:25  توسط سیروس اس | 

                                    سخناني از بزرگان

 هيچکس قادر به پيشگوئي يا کنترل آينده نيست

. اما هرچه بيشتر براي به وقوع پيوستن روياهاي آينده ات برنامه ريزي کني ، نگراني و

اظطرابت در زمان حال کمترخواهد شد

 اسپنسر جانسون: زندگي دو نيمه است : نيمه اول در انتظار نيمه دوم ، نيمه دوم در حسرت 

                                          نیمه اول

      ناشناس:: معلم نفس خود و شاگرد وجدان خويش باش

        ابوعلي سينا: هيچ چيز در دنيا اتفاقي نيست

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 16:6  توسط سیروس اس | 

  چه ميشد گر دل آشفته من به شهر چشم تو عادت نمي كرد

   واي كاش از نخست آن چشمهايت مرا آواره غربت نمي كرد

   چه زيبا بود اگر مرغ نگاهت ميان راز چشمان تو ميماند

  تو مي ماندي و او هم مثل يك كوچ زباغ ديدهات هجرت نمي كرد

  نگاهم مثل يك مرغ مهاجر به دنبال حضورت كوچ مي كرد

  به غير از انتظارت قلب من را كسي اينگونه بي طاقت نمي كرد

 دلم از ژشت يك تنهايي زرد نگاهش رابه چشمان تو مي دوخت

 تقـــــــــدیم به :دو دل تنها

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 15:58  توسط سیروس اس | 
تو همانی که در رویا هایم

   گم شده بودی

    انگار از افسانه ها بیرون آمدی

      با غم تنهایی ات خلوت می کنم

       شمع شب تارت می شوم

        و در باغ نگاهت

        چون پروانه ای بال می زنم

          بگذارید در دریای چشمانت

            رقص توفان به پا کنم

              و در لحظه هایت غــــــــرق شوم

تقــــــــــدیم به:گل ناز م

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 10:56  توسط سیروس اس | 
       من می خوام همیشه عاشق بمونم

       به تو و چشمای رو شنت قسم

       با ترانه های آفتابی تو

       می تونم به صبح فردا برسم

       این همه خاطره رو چیکار کنیم

       نمی تونیم که از اونا بگذریم

      واژه شروع عشق من تویی

      بیا تا آخر خط با هم بریم

      واسه چی می خوای که تنهام بزاری

     چرا باید تورو از یاد ببرم

     یادمه یه روزی نشستی رو بروم

     گفتی که محاله از تو بگذرم

     بیا با هم آسمونو طی کنیم

    تو به من یه فرصت تازه بده         میدونم که چشمای عاشق تو

   راه و رسم عاشقی رو خوب بلده   توی این شبای تلخ و سوت و کور بیــــا تا

   خورشید رو پیدا بکنیم  اگه امروز رو گرفتن ازمون بیا فکری واسه فردا بکنیم

                         

i love you                                                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 12:3  توسط سیروس اس | 

من به خال لبـــت ای دوست گرفتار شدم

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 19:31  توسط سیروس اس | 
وست دارم عزیزم

خیلی دوست دارم

تو تو تو تو زندگی من

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 9:5  توسط سیروس اس | 

                           عسل بانو هنوزم پیش  مایی

                       اگر چه دست تو تو دست من نیست

                       هنوزم با توام تا آخرین شعر

                      نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست

                     حالا هر جا که هستی باورم کن

                     بدون با یاد تو تنها ترینم

                     هنوزم زیر رگبار ترانه

                     کنار خاطرات تو می شینم

                    عسل بانو عسل گیسو عسل چشم

                    منو یاد خودم بنداز دوباره

                   بزار از ابر سنگین نگاهم

                   بازم بارون دلتنگی بباره

                  تو رفتی بی من اما من دوباره

                  دارم از تو برای تو می خونم

                  سکوت لحظه های تلخ و بشکن

                 نزار اینجا تک و تنها بمونم 

 تقــــــــــــــــدیم:منو تنها نزار

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 10:18  توسط سیروس اس | 
 

از طـــــــــــرف: عـــــزیزی که خیلی دوســـــــتش دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 9:50  توسط سیروس اس | 
خواب رو از چشانم بگیر مثل همیشه

بگو عمر عاشقی تموم نمی شه

منو با خودت ببر هر جا که خواستی

دیگه هیچی نمی خوام این آخریشه

دیگه هیچی نمی خوام این اخریشه

i  love  you

از طــــــــرف: عـــــــــــزیز دلم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 22:28  توسط سیروس اس | 
                               تا کجا باید رفت در این شور

                              زندگی پاکی این لحظات است

                              زندگی تو را خواستن است

                              تو را داشتن واسه همیشه

                              فقط احساس تورو داشتن

                                  تمام زندگی منه

     می دونم که خیلی خوبی          می دونم که خیلی نازی

     کاشکی این لحظه آخر دنیا باشه.تو همین لحظه هر دومون

           پر بکشیم از این دنیا بریم.بیش از این دیگه عذابه

 تنها رفتن .....

             اینجا موندن

                           بی تو بودن

                                    بی من بودن  دیگه عذابه

حس بودن تو در کنارم چه دل نشینه

تقـــــــــــــــــــــــدیم به تو ای گل زیبا

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 20:46  توسط سیروس اس | 
بعد از مدتها دیشب اینجا بارون اومد*

از بارون خیلی خوشم میاد،چون احساس می کنم بارون با من همدردی می کنه*

همیشه دوست داشتم بدون چتر برم زیر بارون،چون می دونم تنها چیزی که*

مثل دل من گرفته است خود بارونه،بارون هم مثل دل من غمگینه حتی می دونه*

که چرا دلتنگم،بارون حرف دل منه،می خوام زیر بارون برم تا هر جا شد نمی دونم*

کجا ولی هر جا که باشه می دونم که بارون همراه منه.*

قطرات اشک وبارون وقتی که با هم قاطی بشه،نمی دونی که چه مزه ای داره*

بارون به خاطر دلتنگی زمین می باره آخه زمین هم احساس داره مثل ما آدما*

بگذارید که از خانه به می خانه روم            گاهی از تنگدلی،درپی پیمانه روم*

بگذارید اگر از حقیقت هم سخنی است        من بیحوصله در قالب افسانه روم*

هر چه گویی اولی دارد به غیر از حرف عشق    که این همه گفتند و اخر نیست این افسانه را          

 

 

 

 

 

 

تقــــــــــــــــــــدیم به:دل عاشق

 

                                                                                  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 20:27  توسط سیروس اس | 

وقتی کسی رو دوست داری*

حاضری دنیا رو بدی.فقط یه بار نگاش کنی*

به خاطرش داد بزنی*

قید تموم دنیا رو به خاطر اون میزنی*                                             

خیلی چیز هارو می شکنی.تا دل اونو نشکنی*

به خاطرش دروغ بگی*

رو همه چیز خط بکشی حتی رو برگ زندگی*

وقتی کسی تو قلبته.حاظری دنیا بد باشه*

فقط اونی که عشقته.عاشقی رو بلد باشه*

حاظری که بگذری از دوستای امروز و قدیم*

اما صداشو بشنوی.شب از میون دو تا سیم*

حاضری هر چی گل داریم.دونه به دونه بشمری

بسوزی از تب نگاش .اسمشو وقتی میاری*

                                                                        

                                                              تقــــــــــــــــدیم به: عزیزم     

                                                       

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 22:7  توسط سیروس اس | 
از ته جاده اومدم.

پای پیاده اومدم برای.                                                          i love you

دزدیدن تو ساده ساده اومدم.

عاشقتو آواره کن فقط بهم اشاره.

کن غم دل دیونهٌ اسیر مارو چاره کن.

بیا تو شهر دل من فقط خودم فقط خودت بگو.

غریبه ها برن فقط فقط خودم خودت.کسی سراغمون.

نیاد فقط خودم فقط خودت هیچکسی جدایی رو نخواد فقط فقط فقط.

یه سر به خواب من بزن فقط تویی تو فکر من بگو برام بگو.

چه رنگیه عاشق شدن بگو ستاره نباشه که برق چشماتو.

دارم برای سر رسیدنت ثانیه ها رو می شمارم.

بیا بریم یه جای دورفقط خودم فقط خودت.

یه جای پرت و سوت و کورفقط .                                                                     

روی زمین و آسمون هیچ.

کسی نباشه بینمون.

فقط فقط.

خودم .

خودت.

 

                                    

                                       تقــــــــــــــــدیم به:عزیزم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 20:30  توسط سیروس اس | 

تقدیم با بهترین آرزو.از طرف سیروس تقدیم به عزیزم>>>>>

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 15:39  توسط سیروس اس | 
 

تولدت مبارک  عزیزم.امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق وسلامت باشید. دوست دارم از طرف سیروس

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 20:41  توسط سیروس اس | 
نخستین مگاهی که ما را به هم دوخت

نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت

نخستن کلامی که دلهای ما را به بوی خوش آشنایی سپرد

وبه مهمانی عشق برد 

                             پر از مهر بودی

                            پر از نور بودم

          همه شوق بودی

           همه شور بودم

چه خوش لهظه هایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیمو رازی نهفتیم

چه خوش لهظه هایی که می خواهمت را به شرم و خموشی گفتیم و نگفتیم

چه خوش لهظه هایی که در سراپرده عشق چو یک نغمه شاد در هم شکفتیم.

                                                        شعر از :زنده یاد فریدون مشیری

                                                        به یادروز آشنایی..>>>>>>>>

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 9:11  توسط سیروس اس | 
  

                                                       ازطرف سیروس:تقدیم به عزیز دلم              

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 9:19  توسط سیروس اس | 
نمیدانم چگونه میتوان احساس را در کاشانه دل کاشت  این احساس چیست؟

چرا آن رااحساس می نامند؟چرا قلبا"باید آن را درک کرد.احساس وعشق هم

خوانواده هستند وهر دو در خانه دل جای دارند.احساس متفاوت است ولی

بالاترین احساس :

   داشتن حس غریبی است.رابطه ای میان دو موجود که نمی توان آن را   نوشت.>>>>>>>>>>>>>>

                                                                     تقـــــــــــــــدیم به:عزیزم

                   *  این مطلب در تارخ:۲۶/۴/۷۸ نوشته شده است*

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 20:24  توسط سیروس اس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سیروس فارق التحصیل رشته حسابداری متولد 1355 میزبان تمام دوستان و
عزیزانی است که زندگی را مانند زندگی می بینند. خوش اومدین!

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
پیک سنجش
باختر
شعر های خوندنی
خشم خاموش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ليست وبلاگهای به روز شده طراح قالب

دیجیتال کیوان

shockwave-flash">
سراب عشق مشق عشق