![]() |
![]() |
|
| مشق عشق |
|
بعد از مدتها دیشب اینجا بارون اومد*
از بارون خیلی خوشم میاد،چون احساس می کنم بارون با من همدردی می کنه* همیشه دوست داشتم بدون چتر برم زیر بارون،چون می دونم تنها چیزی که* مثل دل من گرفته است خود بارونه،بارون هم مثل دل من غمگینه حتی می دونه* که چرا دلتنگم،بارون حرف دل منه،می خوام زیر بارون برم تا هر جا شد نمی دونم* کجا ولی هر جا که باشه می دونم که بارون همراه منه.* قطرات اشک وبارون وقتی که با هم قاطی بشه،نمی دونی که چه مزه ای داره* بارون به خاطر دلتنگی زمین می باره آخه زمین هم احساس داره مثل ما آدما* بگذارید که از خانه به می خانه روم گاهی از تنگدلی،درپی پیمانه روم* بگذارید اگر از حقیقت هم سخنی است من بیحوصله در قالب افسانه روم*
تقــــــــــــــــــــدیم به:دل عاشق
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 20:27 توسط سیروس اس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سیروس فارق التحصیل رشته حسابداری متولد 1355 میزبان تمام دوستان و
عزیزانی است که زندگی را مانند زندگی می بینند. خوش اومدین! |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
پیک سنجش باختر شعر های خوندنی خشم خاموش |
|
RSS
|