![]() |
![]() |
|
| مشق عشق |
|
چه ميشد گر دل آشفته من به شهر چشم تو عادت نمي كرد واي كاش از نخست آن چشمهايت مرا آواره غربت نمي كرد چه زيبا بود اگر مرغ نگاهت ميان راز چشمان تو ميماند تو مي ماندي و او هم مثل يك كوچ زباغ ديدهات هجرت نمي كرد نگاهم مثل يك مرغ مهاجر به دنبال حضورت كوچ مي كرد به غير از انتظارت قلب من را كسي اينگونه بي طاقت نمي كرد دلم از ژشت يك تنهايي زرد نگاهش رابه چشمان تو مي دوخت تقـــــــــدیم به :دو دل تنها
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 15:58 توسط سیروس اس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سیروس فارق التحصیل رشته حسابداری متولد 1355 میزبان تمام دوستان و
عزیزانی است که زندگی را مانند زندگی می بینند. خوش اومدین! |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
پیک سنجش باختر شعر های خوندنی خشم خاموش |
|
RSS
|